عزیزم من بولک هستم

:: میدان انقلاب ، روبروی سينما بهمن ::
امشب قرار است به همراه لولک و بروبچ برویم سینما . من سکرتر را برای اولین بار میبینم . عینک او تابیل تر از آن است که فکر میکردم . ساکت هم آمده . او اسم درستی را برای خودش انتخاب کرده .
ما خیلی فقیر میباشیم . لولک برای تلفن زدن از تلفن عمومی استفاده میکند . عشق او در سوراخ های گوشی تلفن عمومی هم او را تنها نمیگذارد .!! او توقع دارد تلفن عمومی بدون سکه انداختن بوق بزند . من از مرفه بی درد بودن او نیز تعجب میکنم . ( اینو همین جوری گفتم !! )
:: خوراکی فروشی ::
سلام ، صدای ما را از خوراکی فروشی جنب سینما بهمن می شنوید . پوریا از فرط دست و دل بازی منفذهای شکمش پیداست . او به ما میگوید برایمان سمبوسه خریده . من و بقیه رویم به دیوار خیلی الاخ میباشیم . پوریا خیلی خوشحال است که توانسته پیراشکی را به جای سمبوسه به ما قالب کند .
:: سینما سعدی ، سالن انتظار ::
شهاب دل سوخته میباشد . او بادیدن سروناز آتش میگیرد . او دیگر کفشهای Expensive خود را آویزان کرده است . حالا حالا ها منتظر دیدن او در این میادین نباشید .
:::: فیلم خیلی 2زاری بود . هیچ نکته ای در موردش نمیشه نوشت . یکی نیست بگه .... ::::
:: خوراکی فروشی ::
پوریا از ما میپرسد چی میخوریم . هرکس یه چیزی میگوید . او آخر سر برای همه سوسیس میگیرد . فاشیستی در اینجا به وفور یافت میشود .

در آخر از آقای سکرتر عزیز که ۲ بار پشت سر هم این فیلم ۲زاری رو تحمل کرد تشکر میکنیم و به آقای شهاب هم خسته نباشید میگوییم .


یا حق
بولک




****************************

راستی: شنيديم که خداوند تبارک و تعالی به يکی از بندگاه مرفه خودشون!!!! دو- سه تا ببعی دادند مامان!!!6.gif
و ايشون هم از روی لطف اسمشون رو گذاشتند : لولک و بولک!!! ما همين جا کمال تشکر رو از ايشون میکنيم!!!! فقط لطف کنند و زودتر جنسيت اون دو تا کوچولوی ناز رو به ما بگويند!!


لولک


/ 30 نظر / 3 بازدید