هيچی

باران شديد نيمه شب

چهار راهی لخت از ماشينها و انسانها

نور چراغ قرمز عابر پياده هرز می رفت ....

 

 

::::: لولک::::::

/ 31 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
belfi

اتفاقا چون آدم نبوده هرز نميرفته چون اگه آدم يا ماشين بود حتما بهش بی توجهی ميشد.ميشه بگيد بلفی يعنی چی؟بعدشم من فاميل زهرامzahraka

قاقالي لي

هيچی به هيچی؟اونی که اين ماجرا رو ديده کجا بوده؟زير بارون؟يا پشت فرمون اتومبيل؟شايدم پشت يه پنجرهء رو به خيابون...

خواهر لولك

تو اين وقت شب كجا بودي )-x

خواهر لولك

لولك جان اطفا خواهش ميكنم هر اتفاقي كه برات ميفته رو براي دوستانت بنويس تو وبلاگت عههههههههه راستي من اينم بگم كه من اصلا اين وبلاگو نميخونم الان هم كاملا اتفاقي شدش باور كن تو فقط راحت به نوشتنت ادامه بده من ميرم

خواهر لولك

عهههههههه حالا كه اومدم با اجازت بقيه مطالب قبلي هاتم ميخونم .................. لولك من تصميم گرفتم از اين به بعد تا دم در خونه ترو بدرقه كنم ايراد نداره كه(منظورم مطلب قبليت بود اقااااااااااااااااااا)

zeinab

ببخشيد بخش اول مطلبتون جنبه سياسی داشت ....خط آخر هم جنبه فرهنگی داشت و کنايه ای بود از فقر فر هنگی در جامعه...خدايی خودت نوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :))

احمد

سلام.همه ما معطل در چراغهای زرد و قرمز زندگی هستيم

fatima62

امتحانه مداره!۲۷ آذر!

ياس سفيد شب

سلام لولک.خيلی خيلی نوشته ات حسی بود با صحنه پردازی خوب.اميدوارم استعدادامون مثل اين چراغ نشه.