ضد حاشيه های جلسه توجيهی ( اا )

:: ايران زمين ، عشق ، فولکس ::
امروز که به عبارتی چهارشنبه است جهت دومین جلسه توجیهی تشریف میبریم خونه ی پوریا اينا . اينجا خيابان ايران زمين است . يک عدد فولکس جديد !!! دائم در حال متر کردن اين خيابان می باشد . من آدرس را گم کرده ام .
اينحا هيچ کس وقت سر خاروندن هم ندارد . همه در حال آدرس پرسیدن از یکدیگر هستند . اما نمی دانم چرا آدرس آنها به صورت عدد می باشد !!! آنها به صورت Side بای Side ماشین هایشان را نگاه داشته و با هم صحبت می کنند . مکالمات آنها در بعضی موارد خیلی زننده میباشد . من از ترس اوف شدن گوشهایم چشمانم را درویش مینمایم !!!
من هنوز خونه ی پوریا اینا را پیدا نکرده ام .
:: جلسه ، بر و بچ ، ماچ ::
بالاخره بعد از کلیاتی جستجو یافتم . دم در یوسف ، پوریا و سید همراه با ماچ مالی از من استقبال میکنند . لولک هم از راه میرسد . پژو ۴۰۵ سوار شده . من پرشیا بیشتر دوست دارم . به همراه لولک داخل میشویم . آقایان در سمت راست سالن سنگر گرفته اند ، خانمها در سمت چپ !! در سمت راست زیر رگباری از ماچ به سر میبریم . به نظر لولک اینها ایرادی ندارد به شرط اینکه به صورت برادرانه باشد !!! من فقط او را نگاه میکنم . عقلش نمیکشد لابد .
:: بازهم جلسه ، کیمیا ، شیرینی ::
من برای چندمین بار در عمرم خجالت کشیدم . آقای کیمیا هم دانشگاهی ما میباشد . یعنی من هم دانشگاهی آقای کیمیا هستم . من تا همین چند روز پیش فکر میکردم ایشون خانم کیمیا هستند . 2.gif من خيلی سوتی هستم . ولی از همه اينها که بگذريم شيرينی خيلی خوب بود . مرسی کيميا !! . ايشالا بيشتر مبارک باشه .
:: چقدر جلسه !! ، شير کاکائو ، شهاب ::
پوريا کولاک کرده ، ولخرجی نموده ، خجالت زده فرموده ما را ..... آخر ....... مايه دار !!!
اينجا آشپزخانه است . دو عدد ديگ بر روی گاز در حال قل زدن ميباشند . آنها محتوی التاری شير هستند . يک عدد شهاب هم مشغول هم زدن آنها است . من اصلا متوجه نميشوم که او برای باز شدن بختش اين کار را می نمايد .
:: آخر جلسه ، عکس ، کوپه ::
(( کوپه : کلمه ی کوپ + ه ، کوپ : هَنگ ، چِت . در اين کلمه ه به صورت زايد بکار رفته است { مثل لولک } ))
همش همين بود . جناب پوريا واسه اعلام کردن ساعات صبحانه ، نهار و شام در سفر ، جماعتی را سرکار فرمودند . ولی نه ......................... بعدش رفتيم طبقه پايين . 4.gif
جای شما خالی کوپه بندی ها اعلام شد : من ، لولک ، سکرتر ، حامد و احتمالا قورمه سبزی . 59.gif خدايش بخير بگذراند . کاملا بدون شرح .
:: لولک ، آژانس ، لالا ::
در آخر هم با لولک عزيز و گرامی و ارجمند و خوش تیپ ......... نه !! اين آخری نيست ، رفتيم تا ميدان شهرک . بعدش هم تشريف برديم خونه لالا ....... خوش گذشت . جای شما خالی .
*******************************
چند تا نکته :
۱ - يه آقای جديدی اومد که وسط صحبت های پوريا گويا کم اورد و رفت .
۲ - طبق آخرين شايعات من بچه هم دارم گويا ............ پس زنم کو ؟؟؟؟؟
۳ - شير کاکائو يه چيزی بود تو مايه های آب زیپو .
۴ - آقای مقتدا خط مشکوک رو هم رد کرده بود . منتظر يه افشاگری باشيد .
۵ - CD های پوريا کش رفته شده بوسيله مقداری لولک ، سکرتر و جوان امروز .
۶ - گفتم جوان امروز .......... . ماشالا ايشون خيلی جوان امروز هستند و من چون زورم بهش نميرسه پس هيچی نميگم .
۷ - شهاب جان شما لطفا هنگام چت کردن از firewall استفاده کن . واسه سلامتی خودت ميگم . باور کن .
۸ - ضمناْ همسايه پوريا هم به سلامتی داشت بدبخت مي شد . خوب شد سر شهاب رو به ظرف شستن گرم کرديم . بچم وقتی فهميد که کار از کار گذشته بود . ميخواست بره از داماد بپرسه کفششو چند خريده !!! ........
۹ - هر کاری کردم به ۱۰ نرسيد . شرمنده .
يا حق

بولک

/ 22 نظر / 5 بازدید