تمام چلچراغ های من

سلام
روزی روزگاری عشقی بود برای وایسادن دم کیوسک روزنامه فروشی . اونم کی ؟ اول هفته ساعت ۸ صبح . !!!
روزای قشنگی بودن . تقربا ساعت ۹ اینطورا میومد . گل از گلمون میشکفت . چه دورانی داشتیم . تو یه روز زرد پاییزی بازم رفتم تماشاگران بخرم . اما نبود . گفتم حتما مشگل چاپ بوده . فردا دیگه میاد .... و این فردا هیچ وقت نیومد .
بعد از یه مدت تنهایی هامون رو با پیام آور قسمت کردیم . همون بچه ها . مزدک - ژوله . ۲ هفته نامه بود . یه مجله با کلی صفا . از وقتی هفته نامه شد دیگه جای خالی تماشاگران رو احساس نمی کردیم . حیف .......
بازم یه روز دیگه . بازم شنبه . ایندفه پیام آور مشکل چاپی پیدا کرده بود !! ولی یه چیزی تو کیوسک برق میزد . اسمش ۴۰ چراغ بود . عکس رو جلدش شبیه این نشریه زردا بود . اما نه .... . صفحه اولشو که نیگا کردم بازم گل از گلم شکفت ..
۲۵ شماره با هم بودیم . ۲۵ هفته . خیلی خوب بود . اما باز هم این مشکل چاپ لعنتی .
در روزگاری که از تماشاگران آرشیوش تو اینترنت مونده . پیام آور هم اون صفای همیشگی رو نداره . باز هم باید به ثبات جهان فوتبال دل خوش کنم . هر چند که تو ستوناش خبری از جرج مایکل و نیکول کیدمن نیست !!!
خدایا شکرت ...

/ 0 نظر / 5 بازدید