افشاگری !!!

بعد از اين همه ( يعنی زياد ) تریپ ضد حاشيه ، حالا يه تریپ هم افشاگری !!
:: ..... , Ye_pardiss , Chat ::
چندوقت پيشا لولک اومده بود برج . من داشتم با يه دستگاه چت می‌کردم و اونم با يه دستگاه ديگه . مشغول بودم که يهو يه نفر با Ye-Pardiss <----- ID به من PM داد :
ye_pardiss : سلام .
من : علیک سلام ، ببخشید شما ؟
ye_pardiss : خوبی وحید ؟!!!
من : ممنون . شما‌ ؟
ye_pardiss : چه فرقی میکنه ...
من : خب .... منو از کجا میشناسید ؟
ye_pardiss : از تو وبلاگت !! آخه منم وبلاگ دارم .
من : اسم وبلاگتون چیه ؟
ye_pardiss : اَه ..... چیکار داری ؟
من : هیچی ..... BYE BYE !!.
ye_pardiss : اِ اِ اِ ..... چرا ناراحت میشی ؟
من : ناراحت نمیشم . فقط من از شما خواستم خودتونو معرفی کنید . فکر نمیکنم توقع بیجایی باشه !
ye_pardiss : خب ...... I am a Nice girl !! .
۱۷ ساله هم هستم !!!
( چیزه ......... شما بودید در این حالت چیکار میکردید ؟ ..... )
من : ببخشید ؟
ye_pardiss : حالا مگه ایرادی داره با هم حرف بزنیم ؟
من : باید برم .................
.... بعد از اینکه این مکالمه تموم شد به لولک که هنوز چت میکرد گفتم کسی رو به اسم ye_pardiss میشناسی ؟ اونم گفت آره !! خب منم ازش خواستم که به منم بگه اما ..... لولک : قسم خوردم بهت نگم کیه !! ( اینم یعنی آخر معرفت و مرام لابد ! ) . منم وقتی دیدم همچین میگه زیاد ادامه ندادم بحث رو . بعید هم میدونستم که دوباره این ye_pardiss سراغم بیاد .
گذشت و گذشت تا به همراه دوستان وب نوشت رفتیم مشهد . تو این سفر من هر کیو که میدیدم ازش میرسیدم که ye_pardiss رو میشناسه یا نه . ولی در کمال تعجب هیچ کس ( حتی عمه خانم یا پوریا ) هم ye_pardiss رو نمیشناخت . یادم میاد روزی که داشتیم میرفتیم توس ، توی اتوبوس یه کلمه به فردوس که تقریباً تازه به جمع ما ملحق شده بود گفتم : فردوس جان ، شما ye_pardiss رو میشناسی ؟ اونم مثل بقیه اظهار بی اطلاعی کرد . خب تا اینجا همه چیز کاملاً عادی بود . اما نمیدونم چرا فردوس دست بردار نبود :( ..... گویا قصد کرده بود آبروی هوار ساله ی ما رو از بین ببره !! . ایشون یه روند تا موقعی که برسیم به توس داد و بیداد می‌کرد که : ایها الناس .... کی این ye_pardiss رو میشناسه ؟ ...... منم اینو به حساب رفیق بازی و از این چیزا گذاشتم .
از توس که برگشتیم من و زهیر رفتیم کافی نت . هنوز یه دقیقه از online شدنم نگذشته بود که ye_pardiss از راه رسید :
ye_pardiss : سلام وحید جان !! ( نشون میده تو این چند وقته ایشون بیکار نبوده !! )
من : سلام .

ye_pardiss : چیزی شده ؟
من : بعله !! البته با اجازه ی شما .
ye_pardiss : چی ؟
من : ما یه رفیق داریم به اسم فردوس جووون . احتمالاً شما ایشون رو هم میشناسید . امروز بنده ی خدا برای شناسوندن شما به من سنگ تموم گذاشت ! .
ye_pardiss : چه جوری ؟
من : هیچی . فقط حدود نیم ساعت داشت ID شما رو تو اتوبوس فریاد میزد که هرکی این ye_pardiss رو میشناسه لطفاً بگه !!
ye_pardiss : چرا بهش گفتی ؟
من : برای اینکه شما خودتونو معرفی نکردید .
ye_pardiss : اصلاً دیگه باهات حرف نمیزنم ....
... من رو میگی وقتی دیدیم ye_pardiss همچین ناراحت شد یه کم ناراحت شدم و گفتم نکنه کار اشتباهی کردم !! :( ....
خلاصه .... از مشهد که برگشتیم هم چند باری ye_pardiss برای من PM داد . اما من که دیگه نمی‌خواستم ناراحتش کنم اصلاً جوابشو نمیدادم . یه بار که بهش بی محلی کردم بلافاصله بعدش فردوس Online شد . بعد از سلام و احوالپرسی :
فردوس : چه خبر از ye_pardiss ؟
من : Ignore کردمش !!! ( البته این کارو نکرده بودم )
فردوس : ..... ( بعد از مقداری لطف به شخص من !! ) چرا این کارو کردی دیوووونه . میخواستیم سرکارش بذاریم !!
... بعد از این تا حدود یه هفته هیچ خبری از ye_pardiss نبود تا اینکه از طریق یکی از آشنایان یک عدد عکس همراه با مقداری توضیح برام فرستاده شد !! :
( البته تو این اندازه متن عکس خوانده نمیشه . برای دیدن عکس بزرگ اینجا رو کلیک کنید )

... توضیحات : دیوووونه ..... این ye_pardiss همون فردوسه !!! میخواسته تورو سرکار بذاره ! . این عکس رو هم وقتی داشته با تو و لولک چت میکرده گرفته !!
نتیجه گیری : خودتون لطف کنید طبق معمول .
پیامدها : Ignore شدن من توسط فردوس و صد البته تکذیب شدن کل این ماجرا !!
**************
اینم یه افشاگری دیگه . ولی هیچی برای خودم مثل ضدحاشیه نمیشه . برای شما چطور ؟
ضمنا ً ..... از دوست خوبمون هم ممنون که نذاشت من تو هپروت بمونم .
راستی ........... جدا از شوخی ....... ye_pardiss رو ADD کنید .
HE is a nice girl with only 17 years old
التماس دعا .....

بولک

  
نویسنده : yadman ; ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸۱