سوژه های نمايشگاه !!

سلام
نبوديم ، اومديم ، هستيم ، می مونيم ، مرسی ..
بدو بدو که حراجش کردم . چه خبره تو اين نمايشگاه . مثلا اسمش فنی عمرانيه . از جون مرغ تا شير آدميزاد توش پيدا ميشه . ميگی نه نيگا کن :
از روز اول چيزی نميگم چون يادم نمياد . پس روز دوم يعنی ۱ شنبه :

۱ - بعد از اندکی ور رفتن با يوزپلنگ ها و فراغت از اين امر خطير اومديم تو غرفه سک سک کنيم که يه خانمی اومد و گير داد که اين هتل گردان !!!!! بالای برج کی افتتاح ميشه . ما هم اومديم دست به سرش کنيم گفتيم پول منو شما به اونجاها قد نميده . خانم که گويا پرستيژشون به خطر افتاده بود خيلی خونسرد گفت : « من معمولا سر برج ميذارم ميرم جاهای شيک » .
حالا اين سر برج کی هست يا کجاست !!! ديگه ..........

۲ - آخه برجم شد چيز . شما کارو زندگی نداريد ؟ . بريد رژيم و عوض کنيد .
اينها سخنان (شعرهای) کسيه که می گفت سوات نداره اما ۲ ساعت مخ ما رو کار گرفت .(خدا رو شکر بی سوات بود ) ديگه در موردش حرف نميزنم . سياسيش نکنيد لطفا . مرسی .

۳ - خدايا عاشقان را غم مده . يارو صاف اومده به ما گير داده که عزيز من (مرد بود بد فکر نکنيد ) تو چرا رشته باباتو ادامه ندادی ؟
در راستای اينکه نگارنده فوق العاده خجالتی می باشم ، روم نشد اينارو تو روش بگم پس :
اولا : بابای من تو رو سننه .
ثانيا : اصلا رشته بابای من چيه ؟
ثالثا : مگه تو خودت خوار مادر نداری ؟
رابعا : واسه همينش کلی يوزپلنگ صف کشيدن .

آقا از اين به بعد بيشتر مخلصيم .
بازم به ما سر بزنيد . ثواب داره . و در آخر شعر امروز .(فکر بد نکنيد منظورم خود شمائيد )

تو ماه آسمونی در شب تارم
وقتب وبلاگ تعطيله من تورو دارم
تو تک ستارم
وقتی ميای ميپيچه عطر گل ياس
غنچه سرخ .... به رنگ گيلاس
ببين چه زيباست .
شيرين شيرينا (دام دام )
عظيم عظيما (دام دام)
بلور بلورا (دام دام )
بيا اوضاع خرابه
روز آخره (دام دام )
سيروس سفره (دام دام )
بيا اوضاع خرابه .

مرسی
اوشاخ (همون بولک عزيز )   
نویسنده : yadman ; ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ شهریور ،۱۳۸۱