من و تو ، درخت و بارون


من تمامی مردگان بودم :
مرده ی پرندگانی که می خوانند
و خاموش اند ،
مرده ی زيباترين جانوران
بر خاک و در آب ،
مرده ی آدميان همه
از بد و خوب .
من آنجا بودم
در گذشته
بی سرود .
با من رازی نبود
نه تبسمی
نه حسرتی
به مهر
مرا
بی گاه
در خواب دیدی
و با تو
بیدار شدم .

( ۱۹ مرداد ۱۳۵۹ )
( برگرفته از کتاب ترانه های کوچک غربت )

بولک


  
نویسنده : yadman ; ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸۱