ضد حاشيه های ولخرجی لولک !!

قسمت اول برداشت N ام

:::نمای خارجی بالای شهر:::
اینجا خیلی بالای شهر میباشد . پدر بزرگم میگه هوای اینجا خیلی خوبه . من هرچی بالاتر میرم بیشتر به حرف پدر بزرگم میرسم .
:::پلاک ۲۲ طبقه ۶ شرقی :::
چون در بازه پس من میرم تو . بالای شهری ها خیلی high کلاس میباشند . سرایدار اینها خیلی ژیگولی میباشد . من در برابر ایشون احساس سوسکی بهم دست میده . !!
:::نمای داخلی راهرو:::
خونه ی لولک اینا از بس بالا می باشد باید با آسانسور به آنجا بروم .لولک خیلی بی تربیت می باشد . او آسانسور را حمال برقی صدا میکند .
:::اطاق لولک ، پشت کامپیوتر :::
تا اطلاع ثانوی account دزدی نداریم . ویندوز لولک XP می باشد . !!
(((محرمانه )))
یه نفر اینجا متن شعرهای کریس دبرگ رو ازم میخواد . من ربط کریس دبرگ رو با لولک نمی فهمم . !!!!
:::پذیرایی خونه ی لولک اینا :::
شهاب و پوریا از راه می رسند . پوریا برای اینکه با ما فرق داشته باشه برچسب خشک شویی رو از شلوارش جدا نکرده !! شاید هم مادرش اینو زده که گم نشه .
:::میز شام :::
هنوز یوسف نیومده . سوپ در حال تمام شدن است . رزمنده هم میاید . النگو های او خیلی با کلاس می باشند . اما موبایلش خیلی جوات است . برای یوسف هیچ خوردنی باقی نمانده .
:::میز شام :::
لولک اینا خیلی فقیر میباشند . آنها از بس ظرفهایشان را شسته اند دیگر رنگی برایشان باقی نمانده . کف میز از داخل بشقاب پیداست !!! من در تعجبم اینها با این همه فقارت چه جوری در بالای شهر زندگی میکنند ؟!!
:::میز شام:::
سوپ لولک اینا نخود هم دارد . مادر بزرگم میگه نخود هوش آدم !! رو پایین میاره . من به طرز یواشکی تمام نخود هایم رو در بشقاب لولک میریزم .!!!
:::تصویر بسته ، صورت شهاب :::
شهاب بعد از خوردن غذا دور از چشم ما چوب داخل دهنش میکنه !! شهاب خیلی مدرن میباشد . من تا به حال فکر میکردم چوب رو فقط باید لای چرخ گذاشت .

****ادامه دارد *****
يا علی   
نویسنده : yadman ; ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸۱