توبه شب ۲۳ ام !!!!!

گفتم :

 

خدايا !

* خودت بهتر ميدوني كه هميشه از دروغ بدم ميومد .

* تهمت هم كه تا حالا به كسي نزدم

* دزدي هم كه نكردم

* حق الناس و بيت المال رو هم كه رعايت كردم

* فقط يه ريزه غيبت كردم و يه بار هم (...)

ببين چقدر كمه .

خب حالا بيا آقايي كن و بي خيال گناههاي ما بشو و شتر ديدي نديدي !

 

ولي نه !

 

واستا ببينم

راستي من چند روز پيش به سيد يه دروغ گفتم که بچه همسايمون هم بود ميفهميد اما خودش حاليش نشد .

خيلي وقت پيشا هم به كيميا تهمت زدم .

خب ، غيبت شهاب بيچاره رو هم كه نميشه نكرد ...

 

راستي ! پارسال هم كه ماشين بابام رو كش رفته بودم ، زدم به ماشين يكي از همسايه ها كه توي كوچه پارك كرده بود ....

آخ آخ ....

 

 ***********

 

ببين اوس كريم !

درسته كه زياد گناه كردم ، ولي تو كه بزرگتري . بيا و بي خيال شو ديگه .

 

نميشي ؟

 

نميشه بخشيدشون ؟

 

مطمئني نميشه ؟

 

خودت خواستي ها ..

 

پس خودت هم برو اون شيشه كوچيكه توي حياط مسجد كه يه آجر رو سانتر كرده بودم توش ، درستش كن ...

 

ارادتمند

  ::::: لولک ::::: 

  
نویسنده : yadman ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ آبان ،۱۳۸٢