راه بندان

ترافيک شده بود خفن .... هيچ ماشينی تکون نميخورد !

افسر راهنمايی و رانندگی ٬ چند بار از سر تا ته خيابون رو با عجله طی کرد تا بفهمه که چرا اينجوری شده ؟  اما به هيچ جوابی نميرسيد .

کلاهش رو از سرش برداشت تا سرش رو بخارونه که ناگهان چشماش روی يه نقطه کنار خيابون از حرکت واستاد . با يه لبخند مليح که معلوم نبود به خاطر پيدا کردن جواب اين مسئله پيچيده است يا برای فريب دادن کسی ٬‌ در جهت نگاهش حرکت کرد ....

رو کرد به عابری که کنار خيابون واستاده بود و گفت :

ببخشيد دختر خانوم ٬ ميشه بريد ۱۰۰ متر بالاتر منتظر ماشين باشيد ؟ راه بند اومده به خاطر ...

( توضيح : من بی تقصيرم !!!!  در ضمن ٬ باز شدن چشم و گوش ملت هم هيچ ربطی به من نداره ! من مطلبی که به نظرم اومد نوشتم ..........   )

ارادتمند

:::::لولک :::::

  
نویسنده : yadman ; ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ مهر ،۱۳۸٢